سفارش تبلیغ
صبا
محبّت دنیا، خرد را تباه می کند و دل را ازشنیدن حکمت باز می دارد و کیفری دردناک می آورد . [امام علی علیه السلام]
سرباز اینترنتی مولا
 
 RSS |صفحه اصلی|ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» تحلیل گونه ای بر موضوع اسیدپاشی

 تحولی که انقلاب حضرت امام روح الله الموسوی الخمینی در عالم به طور عام، و در کشور ما به طور خاص به وجود آورد به قدری عظیم و بنیادین است که ساعتها می توان در مورد  آن حرف زد که اصلا بنای ما بر آن نیست و فقط چند اشاره گذرا جهت نتیجه گیری موضوع به چند نکته خواهیم داشت.
پرده اول:
 آنچه مسلم است عده ای در داخل و عده ای در خارج، منافعشان به خطر افتاد و از جایگاهی که داشتند به زیر کشیده شدند. برخی از ایشان از کشور  گریختند و عده ای هم که در کشور ماندند بعضاً زیر چتر گروهک ها و سازمان هایی نظیر منافقین خلق و... رفتاری خصمانه پیش گرفتند.  البته  در  مواردی که قصد براندازی خود را برملا کردند، ضربه سهمگینی از نظام بر آنها وارد آمد  .
پرده دوم:
در قضیه قتل عثمان که به گواه تاریخ و تصریح حضرت امیر در متن نهج البلاغه که می فرمایند حمایتم از عثمان تا بدانجا پیش رفت که «خشیتُ أن أکونَ آثماً» جنگ روانی را به صورتی اداره کردند که نوک پیکان اتهام را به سمت علی علیه السلام، نشانه رفته و  غائله غم انگیز جمل را براه انداختند.
پرده سوم:
گذشت تا قصه کربلا پیش آمد دشمن اینجا را صداقت به خرج داد و علت اصلی قضیه را لو داد که ای حسین! قصد جانت را کرده ایم «بُغضاًلِأبیک» و به طور خلاصه «احقاداً بدریةً و خیبریةً و حنینیة» همه در کربلا سر باز کرد. در این رابطه سخن از نقش امیرالمومنین علیه السلام  بسیار است اما به دو نکته اشاره می کنم.
اینکه حضرت سران شرک و کفر و را به خاک مذلت کشاند یک طرف، که به طور حتم کینه عده ای را به دنبال داشته و مترصد فرصتی بودند برای انتقام؛حال از خودش نشد از پسرش، الی یوم القیامة؛ و از طرف دیگر در بین صفوف مسلمین هم عده ای که بویی از شجاعت نبرده بودند و نور ایمان دردلشان رسوخ نکرده بود به جای اینکه از حماسه آفرینی های امیرالمؤمنین علیه السلام  شاد گردند و او را اسوه ی خویش قرار دهند، آتش حسادت در دلشان شعله ور شد و آنها نیز گفتند ما نخواهیم گذاشت که علی به سروری ما برسد و دیدیم و می بینم که چه کردند و چه می کنند.
پرده چهارم:
و اما پرده چهارم که در واقع این پرده همیشه تکرار می شود و بصیرت و جهاد بصیرت افزای ما را می طلبد همین قضیه موسوم به اسیدپاشی است که درست همزمان با بررسی طرح امر به معروف و نهی از منکر در مجلس شورای اسلامی مطرح می گردد.  اینجا نیز دشمن مترصد فرصت است تا به انقلاب ضربه بزند و عناصری که کینه نظام را در دل دارند مترصدانه دست به تحریک عامه مردم از همه جا بی خبر و بعضاً تحت تأثیر رسانه های آن سوی مرزها بزنند. و اینجاست که ما باید به هوش باشیم به ویژه طلاب عزیز این تهدید و بحران را به فرصتی برای روشن گری تبدیل کنند و ان شاء الله به حق قهرمان نافذالبصیره ی عاشورا حضرت عباس علیه السلام  آحاد ملت ما، به مراتبی از بصیرت عاشورایی دست یابند.

و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین
والسلام
سعید نصراللهی نسب
1393/8/5



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید نصراللهی نسب ( دوشنبه 93/8/5 :: ساعت 9:35 صبح )
»» سزای عاملین جنایت اسید + شعر

شک نکنید که بی دین و خنگ و احمقید

دشمن دینید، مثل ابن سعد و خولی و یزید

 

از بس که حقیر و فرومایه و خسید

مرگ هم کمتان است بس که ناکَسید

 

نفرین امتی کم است؟ هل من مزید؟

اللهم العن مُجرِمی جنایةِ الاسید

 

سعید نصراللهی نسب - 1393/8/4



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید نصراللهی نسب ( یکشنبه 93/8/4 :: ساعت 3:1 عصر )
»» آخرش یادم افتاد که امروز جمعه است و امامی هست و غیتی و دعایی و ف

دلم می خواهد لبخند بزنم اما خاطره کوچ پرستوها امانم نمی دهد. * امروز همه مرا با اشک می شناسند، گریه شناسنامه ام شده... و هیأت آشیانه ام ... * موسیقی محبوبم روضه، رقص دلخواهم شور و معشوق هایم هر کدام، نور علی نور * می خواهم بخندم اما صدای اهل آسمان حواس حسین پناهی درونم را پرت می کند به انتهای دشت تولا! درست می افتد وسط کرب و بلا * و در این لحظه من صدای فرشته ای را می بینم! (درست خواندید می بینم) که زمزمه می کند دیگر نخوانید این ترانه را، که کار تمام شد. * و ترانه این بود: یا عباس جی بالماء لسکینه.... * و من شنیدم که دستانش درخاک غنود. و شما می دانید و شنیده اید که شنیدن کی بود مانند دیدن! * با این همه من هر وقت به کلیت کربلا نگاه می کنم لبخند می زنم به سادگی نازنین ملائکه ای که داشتند آن روز خدا را نصیحت می کردند و می گفتند: قالوا أ تجعل فیها من یفسد فیها!؟ * و خدا را که اگر نعوذ به، با شعری می خواست جوابشان را بدهد به جای انی لا اعلم مالا تعلمون به سبک دشتی می خواند: تو مو می بینی و من پیچش مو ..... تو ابرو من اشارتهای ابرو؛ و آخر جلسه هم لابد می خواند: کجائید ای شهیدان خدایی.... بلاجویان دشت کربلایی ... کجایید ای سبکبالان عاشق ... پرنده تر ز مرغان هوایی... البته چند تا دعا هم می کرد که فرشته ها باید آمین می گفتند که اولین اش این بود: خدا آمین گوی بلند رو لال از بهشت نمیران و دعای دومش شاید این می شد که خدا (خودم) بصیرت فرشته هام رو بالا ببر و... * بگذریم، داشتم می گفتم وقتی به کلیت کربلا نگاه می کنم. بهت فرشته ها گل لبخندم را حتی در اوج گریه وا می کند و ایمان می آورم به سروده ی جدی سرورم سیده زینب (روحی لتراب مرقدها الفداء) که ما «رآیت الا جمیلا» * تمت الان - الجمعة - 2/8/1393  06:35 تقدیم به دوستانی که هنوز یادم نرفته دوستشان دارم.

سعید نصراللهی نسب

(راستی مثل همیشه اولش یادم رفت بگم الان می گم ان شاء الله که هنوز دیر نشده باشه. اللهم عجل لولیک الفرج)

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید نصراللهی نسب ( جمعه 93/8/2 :: ساعت 8:13 صبح )
»» هر بد و بی حجابی لزوما بی حیا نیست و هر محجبه ای هم لزوما عفیف

آنچه که در عنوان مطلب نوشته ام بسیار دقیق و ظریف است و هیچ قلب سلیمی از آن برداشت سوء نمی کند.

حجاب از منظر اسلام یک واجب مثل سایر واجبات است و ما حق نداریم با پدیده بدحجابی طبق سلیقه خودمان رفتار کنیم و اصولا در امر معروف و نهی از منکر نکاتی مهم است.

1. از خود شروع کنیم. (البته این لزوما به این معنا نیست که تا انسان کامل نشدیم از این فریضه الهی دست برداریم.)

2. حق نداریم در  مسیر اجرای این دو فریضه گلچین کنیم و هر آنچه را که دلمان خواست از آن نهی کرده و یا به آن امر کنیم. (واضح است که منظورمان نفی الاهم فالاهم نیست)

3. نگاهی عاشقانه و یا حد اقل مشفقانه نسبت به بندگان خدا داشته باشیم.

4.

5. لطفا شما هم به تعمیق بحث کمک کنید.

سخنان بسیار مهم حجت الاسلام ماندگاری در برنامه سمت خدا 28 خرداد 1393 + صوت

(قراردادن لینک سخنان به معنای تایید 100% فرمایشات ایشان نیست اما جهت گیری کلی ایشان بسیار مورد تایید است)



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید نصراللهی نسب ( پنج شنبه 93/3/29 :: ساعت 5:23 عصر )
»» بادش بخیر!؟

یادش بخیر!؟
ساعت 22 و 30 دقیقه 22 خرداد1367
عملیات بیت المقدس هفت
شهید شعبان کهنوجی
شهید عباس جمالی
شهید محمد مهدی پرتوی
شهید عباس محمدیان
شهید عباس عابدینی
شهید مجتبی اسدی
شهید شهید شهید و شهید
یادشان گرامی
***
آن شب چه گرم بود و خاک شلمچه وقتی که می تپید چه نرم بود!
آن شب چه روشن بود و منورهای سپاه ظلمت جشن ما را چراغان کرده بودند!
آن شب چقدر آب آن بیست لیتری سنگر عراقی ها گرم بود.
آن شب چقدر آسمان زمین را نگاه می کرد.
انگار داشت آخرین هزاره لشکر پرستوهای خمینی را گلچین می کرد.
آن شب آخرین عملیات رهایی بود راه شهادت اما هنوز باز بود.
آن شب فردا که شد وداع ما با شلمچه آغاز شد.
26 سال میگذرد، گفتنش آسان است، خودش یک عمر است.
یادش بخیر!؟ نمی دانم!
شهادت قسمت ما می شد ای کاش! می شد!؟
نمی دانم! ولی، یادش بخیر.
امشب اما جام جهانی هم همین ساعت افتتاح می شود ما کدام سوی خطیم!؟



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید نصراللهی نسب ( پنج شنبه 93/3/22 :: ساعت 9:20 عصر )
<   <<   6   7   8   9   10   >>   >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

تذکاری
فرصت طلایی خدادادی
طنز| روایتی خواندنی از یک کابوس
ذریه زهرا را تخریب نکنید، احترام پیش کش!
بشارت و هشدار!
سرنوشت روسای جمهور تا کنون
پوریای هیچ کس مگر ولی
رفتار شناسی آیةالله رئیسی در مناظرات
موضوع انشاء: انگیزه شما از طلبگی
با دلی پر خون و قلبی شکسته
جشنواره تملّق!!!
کانال تلگرام شاگران استاد عالی
همیشه وقتِ رفتن های هر روزه
کتاب بهتر است یا...!؟ قضاوت با شما
مطلبی درس آموز که به تصویر پست قبلی مرتبط است
[همه عناوین(121)]