سفارش تبلیغ
صبا
نیکوترین خوى زنان زشت‏ترین خوى مردان است : به خود نازیدن و ترس ، و بخل ورزیدن . پس چون زن به خویش نازد ، رخصت ندهد که کسى بدو دست یازد ، و چون بخل آرد ، مال خود و مال شویش را نگاه دارد ، و چون ترسان بود ، از هر چه بدو روى آرد هراسان بود . [نهج البلاغه]
سرباز اینترنتی مولا
 
 RSS |صفحه اصلی|ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» غبار جاده

من غبار جاده ی اربعینم؛ که نسیمِ برخاسته از بالِ زائرانِ سبکبار،آن را همچون قاصدکی سرشار از رهایی،به سوی بهشت کربلا پرواز می دهد.

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید نصراللهی نسب ( یکشنبه 94/9/1 :: ساعت 8:54 صبح )
»» از این بازتر!؟

قطعنامه که پذیرفته شد، گریستیم و فریاد کردیم که ای وای دیدی چطور شد!!!؟ ما شهید نشدیم. هر کی نمیدانست تصور میکرد که ما تا مرز شهادت رسیده بودیم و محروم شدیم... امام در انتهای آن پیام تاریخی گفته بودند: «خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن» یکی دو سال بعد هم آهنگران با نغمه زیبایش دائماً مثنوی فرید را به رخمان کشید که: «اگر آه تو از جنس نیاز است در باغ شهادت، باز، باز است»

مرتضی یا همان سیدالشهدای اهل قلم آمد و اثبات کرد که این در باز است، و این روزها دیگر بازِ بازِ باز است، اما خدا کند کسی بی سعادت نباشد، نصیب ما از این همه گشاده دستی خدا، در بسط سفره آسمانی شهادت چیست!؟ در زمانه ای که خون شیعه از هر ملیتی افتخار می آفریند و پژواک لبیک یا حسین در شامات، هر صبح و شام حماسه ای نو می آفریند سهم ما فقط شده یک چیز و آن گفتنِ خَجلانه یِ: یا لیتنا کنا معکم.... همین و دیگر هیچ!

اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید نصراللهی نسب ( پنج شنبه 94/8/14 :: ساعت 5:59 عصر )
»» مرسوم شده است در شبکه های مجازی

مرسوم شده است در شبکه های مجازی نقل قول از بزرگان؛ اون هم نه یکی نه دو تا نه صدتا، حتی یه بار که شمردم!!! تا نُه صد تا!؟

اونم نه یک موضوع دو موضوع، تا دلت بخواد، هر موضوعی که به فکرت برسه!

اونم نه فط از عالمان ادیان و مذاهب، از عالمان ابدان گرفته تا صاحبان فنون و پدران علوم! از زنِ مرده گرفته  و تا مرد مُرده...

نقل قولهایی که بعضی هاشون عجیبن اما به ظاهرشون که نگاه می کنی خیلی هم نجیبن!

حالا ما این وسط چه کاره ایم!؟

اولا حالا که وسط جاده ایم

نذاریم دیگران بفهمن که ساده ایم.

خُب چه کار کنیم!؟ چه کار نکنیم!؟

هیچی!

حواسمون رو جمع کنیم تا گول اونا رو نخوریم.

و اما اقسام نقلها:

1. واقعا طرف همچنین چیزی رو فرموده:

  1. شاید قدیمها گفته، اما بعدا ازش بر گشته؛
  2. شاید این حرفش، استثناءاً درست نباشه؛
  3. شاید بُرِشی از یک ساعت سخنرانی یا پارگرافی از یک کتاب باشه که به تنهایی اصلاً منظور گوینده ش نباشه.

2. طرف همچین حرفی نزده: 

  1. اما حرف حرف درستی است به نظر ما، اما شاید بعدها بفهمیم که حرف غلطیه؛
  2. یا اینکه نه واقعا حرف درست و حقی باشه؛

نقل های گنده کننده (مطرح کننده):

  1. ممکنه فردی از چشم مردم افتاده و حالا عده ای می خوان به این مرده جون بدن؛
    حالا چه با حرفهای خود طرف یا جمله هایی رو بارش ببافند یا از دیگران بگیرند و به اون ببندند.
  2. ممکنه فردی هم باشه که فقط دوست داره، عده ای به دلایلی اون رو مطرح کنند یا خودش دوست داره مطرح بشه، بهترین شیوه و ارزانترین کار همین نقل نقولسازی و انتشار در فضای مجازی است؛ از قدیم هم گفتند سنگ مفت، گنجشک مفت.

نقل های ترجمه شده:

  1. اولا تر جمه از زبانی به زبان دیگر، کار هر کسی نیست؛
  2. در نقل قولهای شفاهی یا نقل به مضمون (که به نوعی ترجمه محسوب می شود؛ چون بالاخره عین الفاظ گوینده اصلی رعایت نمی شود) هر چند که تعدد واسطه ها بیشتر بشود از اصل مطلب فاصله می گیریم.

 

  • نتیجه گیری و سخن آخر:

عزیزان به هیچ وجه به اینگونه پیامها که نوعا بدون مدرک و ماخذ ارسال می شوند به ویژه پیامهایی که به اخلاق و دین مربوط میشه توجه عملی نکنید و حتماً اگر موضوعی به نظرتون رسید با یک عالم اهل فن مشورت کنید و هر غذایی را به مغزتان ندهید.

  • آرزو [محال]:

امید که روز به روز از میزان پیامهای بی مدرک و ضعیف السند کاسته شود.

ممنون که این مطلب رو تا انتها خوندید.

 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید نصراللهی نسب ( دوشنبه 94/7/27 :: ساعت 7:29 صبح )
»» مواظب دستت هستی!؟

مرتضی حاج باقری فرمانده وقت واحد تخریب لشکر ثارالله، که از ناحیه دست جانباز می باشد خاطره ای درس آموز از سردار  شهید احمد کاظمی نقل کردند:

بعد از دفاع مقدس یک روز سردار کاظمی را در فرودگاه دیدم؛ ضمن احوالپرسی به من گفت: دستت چطوره؟ مواظبش هستی!؟

گفتم: گاهی عصب‌های دستم اذیت می‌کند و درد دارم.

حاج احمد نگاه معناداری کرد و گفت: منظورم این بود که مواظب دستت باش تا یه وقت دستت رو با پُست و خانه، مقام و موقعیت عوض نکنی.

 

این خاطره در یادواره شهدای غواص، اطلاعات عملیات و تخریب لشکر 41 ثارالله بازگو شد. (1394/5/8)



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید نصراللهی نسب ( جمعه 94/5/9 :: ساعت 12:8 عصر )
»» یکی از آن 175 حماسه ساز «وقت نیاز»

شهید علیرضا رحمانی دانشجوی «رفسنجانی ـ تهرانی» شیمی دانشگاه فردوسی مشهد، جزو 175 شهید غواصی  که حماسه حضورشان، در وقت نیاز، 26 خرداد 1394 را در تاریخ انقلاب اسلامی جاودانه ساخت، او نیز همچون بسیاری از یاران خمینی، اعزام اولش خاطره ساز شد؛ دکتر محمود باقری همرزم شهید، این خاطره را چنین روایت می کند:


اولین دفعه که می خواست اعزام شود چون جثه یِ کوچک و سن کمی داشت طبق روال اعزام ها او را از نیمه راه پیاده کردند. ولی این «بیرون شده از در» که تصمیم خود را گرفته بود با کمک دوستانش از  پنجره [یِ اتوبوس،] به داخل آمد و این شد که چشم«علیرضا» برای اولین بار به سرزمین آسمانی جبهه گشوده شد و  عملیات رمضان در منطقه کوشک، نخستین رزمگاه علیرضا رقم خورد.

این عملیات، اولین عملیاتی بود که درخاک عراق انجام شد و در آن، پاسگاه زید عراق آزادشد.

سر انجام مسؤول مهربان مخابرات گردان 410 حضرت رسول لشکر 41ثارالله، در عملیات کربلای4 و در کربلای ام الرصاص، مظلومانه به شهادت رسید. تا اینکه روزی، «در وقت نیاز» دگرباره امام و امّت را یاری رساند و اینک پس از 29 سال، 19 مرداد امسال، رفسنجان شاهد تشییع شکوهمند او و شهید بزرگوار، «غلامرضا آخوندی». خواهد بود. آیا شانه های یاران جامانده، توانِ تشییع آنها را خواهند داشت یا رگبار اشک و طوفانِ ناله، این توان را از آنها خواهد ستاند!؟  «اللهم ارزقنا شفاعتهما»

زندگینامه:

شهید علیرضا رحمانى در آبان ماه سال 1345 در خانواده‏اى مذهبى و متوسط در تهران دیده به دنیا گشود. تا سن ده سالگى در تهران بود و در سال 55 به همراه خانواده به شهر رفسنجان رفت. در زمان انقلاب در تظاهرات شرکت فعال داشت در مدرسه نیز علیه طاغوت فعالیت می ‏کرد. بعد از پیروزى انقلاب اسلامى و تشکیل بسیج مستضعفین به فرمان حضرت امام خمینى (ره)، او از نیروهاى فعّال بسیج شد و اکثر اوقات فراغت خود را در بسیج (که در آن زمان در باغ هرندى بود) می گذراند و یا به آموزش اسلحه در مدارس مشغول بود. ایشان عضو مرکزى انجمن اسلامى دانش آموزى دبیرستان شهید انصارى نیز بودند و ابتکارات و اقدامات زیادى از ایشان به یادگار مانده است. از آن جمله تمثالِ حضرت امام، شهیدان رجائى و باهنر در دبیرستان شریعتى و تمثال حضرت امام، شهیدان رجائى و باهنر و شهید مطهرى در دبیرستان شهید انصارى را می ‏توان نام برد و همچنین تشکیل گروه تئاتر در دبیرستان، برگزارى مسابقه علمى و فرهنگى در دبیرستان و…

در تمام امور، فردى صادق و واقعیتگرا بود و از شعار بدون عمل همیشه دورى می ‏گزید و پیروى از ولایت را بر خود واجب و مخالفت با آن را گناهى نابخشودنى می ‏دانست.
با شروع جنگ تحمیلى به جبهه‏ هاى جنگ شتافت و به فرمان امام خود لبیک گفت. شهید رحمانى حدود 20 ماه در جبهه ‏هاى حق علیه باطل به صورت داوطلب بسیجى حضور یافت و در عملیاتهاى رمضان، والفجر 1 و 4 منطقه فاو و کربلاى 4 شرکت داشت. در عملیات والفجر 1 مجروح شد .با اینکه در سال 63 با گرفتن دیپلم در دانشگاه فردوسى مشهد در رشته شیمى پذیرفته شد لکن این قبولی او را از تحصیل در دانشگاه عاشورا منصرف نساخت تا سرانجام در دى ماه سال 65 در «عملیات کربلاى 4» در"گردان 410 غواص حضرت رسول (ص) منطقه ام الرصاص به درجه رفیع شهادت رسید . ایشان در طول جنگ مسؤولیت هاى متعددى داشت. که از آن جمله مسؤولیت مخابرات گردان 410 غواص لشکر 41 ثارالله را در عملیات کربلاى 4 می ‏توان نام برد.

 

وصیتنامه:

رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی

به نام خدا و به یاد خدا و برای خدا و در راه خدا . بنده حقیر علیرضا رحمانی یکی از اعضای کوچک گردان و در مخابرات مشغو ل به خدمتم جنگ ما به مرحله ای رسیده که به گفته اماممان باید سیلی آخر را به صدام بزنیم صدامی که طی چند ساله گذشته جنگ کاملا " خودش را به دنیا نشان داد چندین بار از ما سیلی خورده . مساله این است که صدام الان گیج شده و واقعا" نمی داند چه کار کند و به گفته امام باید توی این عملیات به خاطر خدا وبه یاری خدا وبه همت برادرها سیلی اخر را به صدام بزنیم ...


ان شاء الله که راه نجف و کربلا را باز کنیم ان شاء الله که بتوانیم برای خدا کاری کرده باشیم و برای اخر تمان ذخیره و توشه ای داشته باشیم .

اصل مطلب این است که ما جنگمان برای چیست و کارمان را برای کی انجام می دهیم اگربرای خدا باشد ارزش دارد و اگر نباشد که وای به حال ما .

انشاالله که بعد از انجام عملیات پیروزی نصیب ما شود وبتوانیم در راه بازسازی مملکت در راه موانعی که توی این مملکت هست بر سر راه انقلاب سر راه پیشرفت انقلاب کاری بکنیم کوششی بکنیم.



از تفرقه ها وخودیت ها و منیت ها و شخصیت گراییها بپرهیزند که واقعا باعث ضلالت می شود چرا که هر چیزی هر موجودی توی این دنیا یک عامل ضایع کننده ای دارد وعامل ضایعه کننده انقلاب همین نفاق ها وخودیت ها و منیت ها و شخصیت گراییها است.

توصیه من به مردم این است که از این عوامل بپرهیزند هرگز دنبال خودیت ها منیت ها شخصیت ها که فلانی هست یا نیست یا چه کار کرد یا نکرد نباشند. برای رضای خدا برای رضای خالق هستی کار کنند.

ان شاء الله که بعداز انجام عملیات پیروزی نصیب ما شود و بتوانیم در راه بازسازی مملکت در راه برداشتن موانعی که توی این مملکت هست کار کنیم .

«شادی روح امام و شهدا صلوات»

با تشکر از برادران رزمنده و همرزمان شهید علیرضا رحمانی، آقایان جلیل شعبانی  و دکتر محمود باقری.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سعید نصراللهی نسب ( چهارشنبه 94/5/7 :: ساعت 7:6 صبح )
<   <<   6   7   8   9   10   >>   >
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

تذکاری
فرصت طلایی خدادادی
طنز| روایتی خواندنی از یک کابوس
ذریه زهرا را تخریب نکنید، احترام پیش کش!
بشارت و هشدار!
سرنوشت روسای جمهور تا کنون
پوریای هیچ کس مگر ولی
رفتار شناسی آیةالله رئیسی در مناظرات
موضوع انشاء: انگیزه شما از طلبگی
با دلی پر خون و قلبی شکسته
جشنواره تملّق!!!
کانال تلگرام شاگران استاد عالی
همیشه وقتِ رفتن های هر روزه
کتاب بهتر است یا...!؟ قضاوت با شما
مطلبی درس آموز که به تصویر پست قبلی مرتبط است
[همه عناوین(121)]